تالار های گفتمان ایران
پنل کاربر



به تالارهای گفتگوی IranHalls خوش آمدید
برگشت   تالار های گفتمان ایران > مباحث عمومی > متفرقه

جدیدترین مباحث انجمنها

تبليغات

پاسخ
قدیمی 31-07-2011, 14:30   #1

پیشکسوت انجمن

کاربر فعال

 
آواتار rhasani_c0om

 
تاریخ عضویت: Sep 2010
موقعیت: خراسان جنوبی
ارسالها: 2,340
تشکر: 1,396
تشکر شده 1,669 بار در 780 پست
سکه: 8,809
Activity Longevity
2/20 20/20
Today ارسالها
sssss2340
rhasani_c0om ارسال پیام توسط یاهو به
پیشفرض زندگینامه داداشی/خاطرات خوش کودکی/ از دستفروشی تا قهرمانی

زندگینامه داداشی/خاطرات خوش کودکی/ از دستفروشی تا قهرمانی




خاطرات خوش کودکی
شاید هیچ‌کس نمی‌‌توانست پیش‌بینی کند پسر لاغری که در کنار بساطش در خیابان نزدیک خانه‌شان، آب‌انجیر خنک می‌فروخت، چند سال بعد نه تنها بارها مدال طلای قوی‌ترین مرد ایران را از آن خود خواهد کرد، بلکه در مسابقات جهانی نیز حرف‌های زیادی برای گفتن خواهد داشت. روح‌الله – پسر بچه چشم‌آبی با موهای طلایی – هفتمین پسر خانواده داداشی ها بود. او بعد از شش پسر و چهار دختر خانواده به دنیا آمده بود، «برادرم بچه لاغر و رنجوری بود، اما از همان اول عاشق پرورش اندام بود. او عکس‌ها ی ورزشکاران پرورش اندام را تهیه می‌‌کرد، سر آنها را قیچی می‌کرد و سر خودش را جای آنها می‌گذاشت، او آن زمان اگر چه لاغر بود اما خصلت‌های ورزشکاری داشت و من در او چیزی می‌دیدم که دیگران نمی‌دیدند؛ به همین دلیل او را وارد ورزش کردم، خانواده‌ام به شدت با این موضوع مخالف بودند. می‌گفتند او ضعیف است و نمی‌تواند از خودش دفاع کند؛ اما برادرم بعد از دو سال ورزش، قهرمان پرورش اندام شد.» این‌ها را علی داداشی می‌گوید؛ مردی که هنوز مرگ برادرش را باور ندارد و دلش می‌خواهد هر آنچه اتفاق افتاده کابوس وحشتناکی باشد که با سپیده صبح روز بعد، مثل تاریکی شب، دست و پایش را جمع کند و دور و دورتر شود اما این کابوس وحشتناک انگار رفتنی نیست؛ «بچه که بودیم کنار خانه‌مان شتر می‌آوردند آنها را می‌کشتند و گوشتشان را پخش می کردند. یک بار روح‌الله رفته بود و داشت با شتر بازی می‌کرد که ناگهان یکی از شترها لگد محکمی به او زد و برادرم را چند متر آن طرف‌تر پرت کرد. گفتم حتماً بلایی سرش آمده، سریع به طرف او دویدم و خودم را به بالای سرش رساندم، صدایش کردم، روح‌الله با صدای من چشمانش را باز کرد و لبخندی زد.
مرد جوان با چشمانی پر اشک ، تبسمی می‌کند و ادامه می‌دهد:«از روح‌الله هزار تا خاطره خوش دارم. در یک روز تابستان، روح‌الله که خیلی خسته بود، رفته بود زیر ماشین یکی از مهمان‌هایمان و آنجا خوابش برده بود. مهمان ما هم بی‌خبر از روی او رد شد. وقتی مادرم از ماجرا باخبر شد غوغایی به پا کرد که نگو و نپرس. او را به بیمارستان رساندیم؛ اما آسیبی ندیده بود . خیلی زود او را به خانه آوردیم.»
از دستفروشی تا قهرمانی
حالا قهرمان رفته است و تنها یاد و خاطره اوست که برای علی که با وجود هفت سال اختلاف سنی با برادر کوچکش، همیشه با او بوده و از او حمایت می‌کرد، به جا مانده است؛ «به محض تعطیل شدن مدارس و رسیدن تابستان، بساطش را نزدیک خانه‌مان پهن می‌کرد و شربت و آب‌‌‌انجیر می‌فروخت، خدا بیامرز پدرم می‌گفت پسر جان ما که نیازی به این پول نداریم؛ پس چرا این کار را می‌‌کنی؛ اما روح‌الله گوشش به این حرف‌‌ها بدهکار نبود و دلش می‌خواست روی پای خودش باشد. او سختی دستفروشی و تلاش برای فروش جنس در گرمای طاقت‌فرسای تابستان را چشیده بود؛ به همین دلیل بعد از موفقیت‌ها و کسب وضع مالی نسبتاً خوب، آن روزها را فراموش نکرد و به قول معروف خودش را گم نکرد
__________________
ای خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
ای زندگی می میرمو
عمرمو می گیرم ازت
rhasani_c0om آفلاین است   پاسخ با نقل قول
تشکرها از این نوشته :
وطنم ایران (31-07-2011)
جذاب ترین ها

پاسخ

موضوعات مشابه
موضوع نویسنده انجمن پاسخها آخرین نوشته
تصاویری از روح الله داداشی از کودکی تا... mikel110 عکس های جالب و دیدنی 1 30-07-2011 15:18
زندگینامه و خاطرات حاج احمد متوسلیان Omid تاریخی 0 25-06-2011 21:34
مدعیان قهرمانی در پالایشگاه kavir ورزش 0 26-02-2011 11:26
فداکاری عجیب و قهرمانی پسر 13 ساله !! banafsheh مطالب جالب و خواندنی 0 24-02-2011 16:43
تصاویری پر از خاطرات کودکی sujoodi_s60 عکس های جالب و دیدنی 0 20-11-2010 11:09



تبليغات


Currently Active Users Viewing This Thread: 1 (0 members and 1 guests)
 
امکانات
حالات نمایش

قوانین ارسال
نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید

BB code فعال
Smilies فعال
[IMG] فعال
HTML غیرفعال
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



ساعت: 20:09 بوقت GMT


Farsi Skin Developed By: MoOrY & AminGod Powered by: vBulletin Version 3.8.6
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1

vBCredits I v2.0.0 ©2010, PixelFX Studios