تالار های گفتمان ایران
پنل کاربر



به تالارهای گفتگوی IranHalls خوش آمدید
برگشت   تالار های گفتمان ایران > مباحث عمومی > متفرقه > الگوی زندگی

جدیدترین مباحث انجمنها

تبليغات

پاسخ
قدیمی 14-08-2011, 09:48   #1

کاربر عادی

کاربر جدید

 
آواتار solmaz

 
تاریخ عضویت: Jul 2011
موقعیت: خلخال
ارسالها: 38
تشکر: 1
تشکر شده 26 بار در 20 پست
سکه: 684
Activity Longevity
0/20 10/20
Today ارسالها
sssssss38
پیشفرض شب اول قبر به روایت یک دختر

شب اول قبر به روایت یک دختر
هنگامی كه جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام كنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاك انباشته نكنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.
علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل كردند كه: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت:

در نجف اشرف در نزدیكی منزل ما، مادر یكی از دخترهای اَفَنْدی‏ها (سنی‏های دولت عثمانی) فوت كرد.

این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏كرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع كنندگان تا كنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله كرد كه همه حاضران به گریه افتادند.

هنگامی كه جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام كنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاك انباشته نكنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.

دختر در شب اول قبر، كنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.

پرسیدند چرا این طور شده‏ای؟

در پاسخ گفت: شب كنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می‏داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد كه پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است.

تا این كه پرسیدند: امام تو كیست؟

آن مرد محترم كه در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»

در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند كه آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏كشید.

من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع كه می‏بینید كه همه موهای سرم سفید شده در آمدم.

مرحوم قاضی می‏فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏كرد و آن شخصی كه همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بوده‏اند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا كرد.
__________________
solmaz آفلاین است   پاسخ با نقل قول
کاربران : 4 تشکر کرده اند از شما solmaz برای ارسال این پست سودمند:
d-musavi (14-08-2011), S.T (14-08-2011), ساراکوچولو (19-08-2011), علی (15-08-2011)
جذاب ترین ها

قدیمی 14-08-2011, 13:16   #2

کاربر عادی

کاربر جدید

 
آواتار veda

 
تاریخ عضویت: Aug 2011
موقعیت: ايران
ارسالها: 44
تشکر: 38
تشکر شده 44 بار در 27 پست
سکه: 787
Activity Longevity
0/20 9/20
Today ارسالها
sssssss44
پیشفرض

چرا اگه دختر رو از مادرش جدا كنند جونش به خطر مي افتاد؟
__________________
قايقي خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از اين شهر غريب.........
veda آفلاین است   پاسخ با نقل قول
تشکرها از این نوشته :
ساراکوچولو (19-08-2011)
قدیمی 15-08-2011, 08:29   #3

کاربر جدید

کاربر جدید

 
آواتار علی

 
تاریخ عضویت: Aug 2011
موقعیت: ایران
ارسالها: 2
تشکر: 1
تشکر شده 2 بار در 2 پست
سکه: 245
Activity Longevity
0/20 9/20
Today ارسالها
ssssssss2
پیشفرض

ok
علی آفلاین است   پاسخ با نقل قول
تشکرها از این نوشته :
ساراکوچولو (19-08-2011)
پاسخ

موضوعات مشابه
موضوع نویسنده انجمن پاسخها آخرین نوشته
Love به روایت تصویر marjan عکس های خبری 0 28-02-2011 21:10
اختلاف سنی دختر و پسر در ازدواج ( دختر بزرگتر از پسر باشد) sezar روانشناسي 0 24-02-2011 23:05
عشق به روایت تصویر mahshid عکس های جالب و دیدنی 0 08-02-2011 16:43
سه روایت mahshid رمان و داستان 0 20-12-2010 00:58
روایت شدن mahshid ادبیات و زبان فارسی 0 24-11-2010 21:19



تبليغات


Currently Active Users Viewing This Thread: 1 (0 members and 1 guests)
 
امکانات
حالات نمایش

قوانین ارسال
نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید

BB code فعال
Smilies فعال
[IMG] فعال
HTML غیرفعال
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



ساعت: 20:35 بوقت GMT


Farsi Skin Developed By: MoOrY & AminGod Powered by: vBulletin Version 3.8.6
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1

vBCredits I v2.0.0 ©2010, PixelFX Studios