|
||||||
| جدیدترین مباحث انجمنها | |
| تبليغات | |
![]() |
|
|
#1 |
|
کاربر عادی کاربر جدید
|
از زبان يك دوست ...
هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم. تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است. حتمن ناصرالدین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود! چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند. در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم. از لهاز فكری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی كه نكشیده شده. مهم اشق است ! اگر اشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید. من تا حالا كلی سكه جم كرده ام و می خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهریه و شیر بلال هیچ كس را خوشبخت نمی كند. همین خرج های ازافی باعث می شود كه زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی كم بوده كه نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ایم كه بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمكی بدهیم. هم ارزان تر است، هم خوشمزه تر است تازه وقتی می خوری خش خش هم می كند! اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یك زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یك خانه درختی درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست. از آن موقه خاله با من قهر است. اما بعدا فهمیدم که قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می كند بعد آشتی می كند ولی اگر دعوا كند بعد كتك كاری می كند بعد خانومش می رود دادگاه شكایت می كند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان! البته زندان آدم را مرد می كند. تازه عزدواج هم آدم را مرد می كند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است تا برود زندان که آیا مرد بشود یا نشود! این بود انشای من ...
__________________
|
|
|
|
| جذاب ترین ها | ||||
|
||||
|
|
#2 | ||||||||
|
پیشکسوت انجمن
کاربر جدید
تاریخ عضویت: Sep 2010
موقعیت: پایتخت
ارسالها: 870
تشکر: 1
تشکر شده 37 بار در 34 پست
سکه: 12,404
|
از من میشنوی زن نگیر آخه تو این جامعه زنه خونه دار پیدا نمیشه
خودتم نمیتونی خونه بخری آخه کلی غلط دیکته ای داری سیصد میلیون رو مینویسی شیشصد بدبخت میشی میری زندان بعدشم مرد میشی اما وقتی میای بیرون دیگه زنا مرد نمیخوان فقط پول میخوان و ........... |
||||||||
|
|
|
| تشکرها از این نوشته : | salar (08-03-2012) |
![]() |
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده | انجمن | پاسخها | آخرین نوشته |
| زن می خوام یا نمی خوام؟ | وطنم ایران | داستان و رمان | 0 | 16-10-2011 08:16 |
| من نمی خوام برم مدرسه | kavir | رمان و داستان | 0 | 03-04-2011 12:20 |
| می خوام رو سرت خراب بشم ! | sezar | روانشناسي | 0 | 23-02-2011 01:47 |
| می خوام کنارت بمونم | sezar | الگوی زندگی | 0 | 28-12-2010 03:33 |
| كار مي خوام | sara.arian7 | پیشنهاد استخدام | 1 | 10-09-2010 01:11 |
| تبليغات | |
| Currently Active Users Viewing This Thread: 1 (0 members and 1 guests) | |
| امکانات | |
| حالات نمایش | |
|
|